اگر اعتراض کنیم که این زندگی حق ما نیست، اشتباه نگفتهایم،
حقیقتاً این زندگی حق ما نیست، ما در این زندگی نه خودمان را شناختیم، نه خدایمان را و نه دینِمان را.
که اگر شناخته بودیم، عدهای دنیا را از دریچه نگاه غربی نمیدیدند و فرهنگ غرب را به مدرنیته تفسیر نمیکردند.
و عدهای دیگر از ترس از هم پاشیدن حریم خانوادهها، به افراط روی نمیآوردند و رفتارهای اشتباه را جایگزین فرهنگ اصیل اسلامی نمیکردند.
حق ما از زندگی اینی نیست که امروز گرفتهایم،
حق ما دوری از فرهنگ اصیل و عمیق الهی نیست،
حقیقتاً چگونه میتوان، نسل های بعد از خودمان را به حق و حقوق واقعی شان رساند؟
چگونه میتوان احکام الهی را بدون افراط و تفریط برای آن ها روشن ساخت؟