– یک هماتاقی داشتم که شیعه بود، به من گفت: اگر میخواهی به چیزی برسی باید از کارهایی که قبلاً کردی توبه کنی، همین که توبه کردم سختیهای من شروع شد…
– اولین بار که به مشهد رفتم، همینکه وارد حرم شدم، احساس کردم یک پدری با تمام وجودش به استقبال فرزندش آمده است.
بعد این همه سال جایی رفتم که یک نفر واقعاً من را از صمیم قلبش دوست داشت.
احساس میکردم اینجا خونه پدریم هست…
– حالا احساس میکنم زندگیم یک فرصت هست که خدا به من داده تا خودم را بشناسم، خانواده اصلیم را بشناسم و بدانم چرا به دنیا آمدهام…
سلام
چقدر تاثیر گذار بود،
چقدر حال خوب داشت،
جقدر درس داره برای مایی که در خانواده شیعه و مذهبی متولد شدیم ولی انگار خیلی فاصله داریم با معنای واقعی خیلی چیزها…
واقعا مستنتد حالا رو دوست دارم.
ممنون از همه عزیزانی که برای ما فرصت دیدن تجربه های ناب رو فراهم میکنند.
5 پاسخ
سلام
تجربه عالی بود برای من که شیعه متولد شدم ولی سوالاتی داشتم و پیگیر فهمیدن بودم
الحمدلله الان من هم هستم
الحمدالله
بسیار عالی بود🥺🥺
سلام
چقدر تاثیر گذار بود،
چقدر حال خوب داشت،
جقدر درس داره برای مایی که در خانواده شیعه و مذهبی متولد شدیم ولی انگار خیلی فاصله داریم با معنای واقعی خیلی چیزها…
واقعا مستنتد حالا رو دوست دارم.
ممنون از همه عزیزانی که برای ما فرصت دیدن تجربه های ناب رو فراهم میکنند.
از ته دل دعا میکنم همه ی گمشده ها پیدا بشن و در آغوش خانواده آسمانیشون قرار بگیرن…