شک کفهی دیگر ترازوی دل است!
یک سو شک
و یک سو یقین
و هر چه یقین سنگینتر میشود،
دل
به همان میزان از شکها و تردیدها خالی میگردد..
تا آنجا که اطمینان جای تمام تردیدها را میگیرد و آدمی به مقام یقین میرسد!
به همان نقطهی “ما رأیت الّا جمیلا” …
به همان جایی که هر آنچه بر او میگذرد را، از دریچه عاشقی تعبیر میکند!
همهی مشقتها و پیچ و تاب خوردنها،
همهی دردها و مصیبتها،
همهی گرهها و مانع ها،
و …..
همهی نعمتها و فرح ها !
کفهی شک هر چه سبکتر میشود؛
ترازوی دل، کمتر تکان میخورد!
طوفان هم که بیاید کفهی سنگین یقینش را جابجا نمیکند.
اوست که مبداء و منبع تمام حقایق است!
دل به او بسپار و آرام بگیر، و از تردیدکنندگان مباش …