
به گوش کس نمیرسد در این هوا صدای ما
همین خیال آشنا به گریه میکشد مرا
اشک بغض عاشقانه شد عشق شکوه شد ترانه شد
دلی شکسته داشتم که بی صدا نشانه شد
تا کی از خستگی پای دلبستگی با خیالی پریشان بمانیم
ناله شد کارمان گریه بازارمان با دل این داغ پنهان بمانیم
میرسد عطری از لالههای جوان بر سر عهد و پیمان چه کردیم
بغض صد ساله شد کودکی هایمان با الفبای باران چه کردیم
سواره های بی خبر پیاده های در به در
چرا به هم نمیرسند دعا و گریه و اثر
به قصرهای زر نگار به داغ های بی شمار
به این سرای بی کسی رسد سواری از غبار
تا کی از خستگی پای دلبستگی با خیالی پریشان بمانیم
ناله شد کارمان گریه بازارمان با دل این داغ پنهان بمانیم
میرسد عطری از لالههای جوان بر سر عهد و پیمان چه کردیم
بغض صد ساله شد کودکی هایمان با الفبای باران چه کردیم
رسانه رسمی استاد محمد شجاعی، در تلاش است تا دسترسی به ثمرهی بیش از سه دهه پژوهشها، کارگاهها و سخنرانیهای ایشان را با دستهبندی دقیق موضوعی برای مخاطبان آسان نماید. ضمناً این تیم تخصصی سعی دارد این محتوای بینظیر جمعآوری شده را در قالبها و فرمهای گوناگون هنری برای انواع سلیقهها تولید نماید. شما میتوانید این تولیدات هنری را در دستهبندیهای (مستند ـ موسیقی ـ ویژهبرنامه) مشاهده نمایید.
2 پاسخ
آهنگی دلنشین و با احساس
واقعا مسئولین باید جواب بدهند که چه کردند با عهد و پیمان؟؟؟؟؟؟