خردههای جورچینها، هر کدام درست در جایی مینشینند که اندازهی خودشان است!
بزرگ و کوچک که باشند، دیگر جایشان را از دست میدهند،
دیگر اندازهی آنجایی که برایش ساخته شدهاند نیستند!
دیگر آنجا جایشان نیست ….
خدا هم در قلب آدمهایی جا میشود که برایش جا دارند!
قلب که تنگ میشود،
قلب که تاریک میشود،
قلب که بدخواه و بدبین میشود،
دیگر اندازهاش برای جا شدنِ خدا مناسب نیست…
دیگر برای تکمیل شدن، برای پُر شدن، برای آرام شدن، برای نورانی شدن با خدا … مناسب نیست!
و اوست که شما را از خویش برحذر میدارد،
که اندازهی حرم او را درون سینههای خود، بَرهَم نزنید …
که خدا نگران خالی شدن شماست،
خالی شدن قلب تان از وجودی که تنها منبع آرامشتان است؛
وَ یُحَذِّرِکُمُ اللهُ نَفسَه، واللهُ رَئوفٌ بِالعِباد
یک پاسخ
برای همینه که اول باید خالی بشیم تا از خدا پربشیم