تخته سیاهمان را برداشتیم، راهی خیابان شدیم، بین مردم رفتیم
روی تخته سیاه برایشان از پدرشان جملهای نوشتیم که باید با کلمه مناسب جای خالی درون آن را پر میکردند،
و از آنها خواستیم جواب را بنویسند،
جواب هایشان بغضی در گلویمان نشاند…
بین تعداد بسیاری از مرد و زن، تنها چندنفر معدود جواب صحیح را میدانستند و یا بهتر بگوییم، نیازش را در خود احساس میکردند.
این آمار وحشتناکی بود از افراد جامعه و میزان ارتباطی که پدرشان داشتند!
تخته سیاهمان را برداشتیم، راهی خیابان شدیم، بین مردم رفتیم
روی تخته سیاه برایشان از پدرشان جملهای نوشتیم که باید با کلمه مناسب جای خالی درون آن را پر میکردند،
و از آنها خواستیم جواب را بنویسند،
جواب هایشان بغضی در گلویمان نشاند…
بین تعداد بسیاری از مرد و زن، تنها چندنفر معدود جواب صحیح را میدانستند و یا بهتر بگوییم، نیازش را در خود احساس میکردند.
این آمار وحشتناکی بود از افراد جامعه و میزان ارتباطی که پدرشان داشتند!