خانم سمیرا دهقان از مشهد داستان تحول خود را اینگونه بیان می کند: قسمت اول
– از نظر شخصیتی، از ابتدا یک آدم ایدهآلگرا بودم. از هر جهت باید بهترین میبودم و تمایل داشتم تمام قابلیتهای مردانه را هم داشته باشم.
– آرزوهایی داشتم که به صورت قلههای کوچک، کوچک بودند و وقتی نمیتوانستم بینهایتطلبیم را در فتح قلهها به دست بیاورم، هر فتح قله به من حال بدتری میداد.
– احساس میکردم دیگر نمیخواهم زنده بمانم، وحشت داشتم از بودن، وحشت از اینکه آن چیزی که میخواستم نیستم.
به همان اندازه که این قلهها در این دنیا ارتفاع داشت، به همان اندازه یک چاه عمیق و تاریک بود که من را میسوزاند…
– تا رسیدم به جایی که با خودم تکرار میکردم ای که مرا خواندهای راه نشانم بده…
یک پاسخ
دسترسی ب قسمتها راحتتر باشه بهتر