در حال پدیدار شدن بودم و رُستن
در حال به دنبال تو جوییدن و جُستن
چشمم به تو افتاد و نگاهم به شکفتن
من باغ و تو باغبانی ای بانی باغم
صد شمس و هزار ابر و باران که ببارد
بی صاحب اگر دانه سر از خاک برآرد
هرقدر که قد هم بکشد روح ندارد
ممنون توام مانع ویرانی باغم
آزاد کن از بند هوا، خاک دلم را
لبریز کن از مهر خودت آب و گلم را
آزاد کن ای دست خدا جان مرا که
از ریشه گرفتارم و زندانی باغم
با خود ببرم تا برسانی به رسیدن
تا لحظه ی در آینه غیر از تو ندیدن
تا لحظه ی در خاک تنم روح دمیدن
ای اشهد قرای مسلمانی باغم
هر روز ز دیروز خودم، سبزترم کن
چشمان مرا چشمه بجوشان و ترم کن
آتش بزن از ریشه مرا باز برویان
از شعله ی فانوس خودت شعله ورم کن
رسانه رسمی استاد محمد شجاعی، در تلاش است تا دسترسی به ثمرهی بیش از سه دهه پژوهشها، کارگاهها و سخنرانیهای ایشان را با دستهبندی دقیق موضوعی برای مخاطبان آسان نماید. ضمناً این تیم تخصصی سعی دارد این محتوای بینظیر جمعآوری شده را در قالبها و فرمهای گوناگون هنری برای انواع سلیقهها تولید نماید. شما میتوانید این تولیدات هنری را در دستهبندیهای (مستند ـ موسیقی ـ ویژهبرنامه) مشاهده نمایید.
6 پاسخ
سلام
متن بسیار زیبا و آرام کننده
از زیباترین موسیقی هایی که موقع شنیدنش ادم پرواز میکنه
عالی بود عالی.
شعر بسیار پر محتوا و عالی و موسیقی آرامشبخش…
خدا قوت به همگی
خدا قوت .
چقدر جای موسیقی های پر محتوای این شکلی خالیه.
انشالله پر قدرت ادامه بدید
بسیار ضبط با کیفیت و عالی. تصاویر خیلی خوب. لطفاً متن شعرها رو قوی تر و باکیفیت تر کنید. عالی بود
وجودم یه حال عجیبی پیدا میکنه وقتی گوش میدم…ممنونم..خیلی ممنوننننننن…بازم ازینا بخونید